X
تبلیغات
رایتل

و اما بعد اندر احوالات لاف عشق یا لاف عشق در وارثین  چاپ

تاریخ : پنج‌شنبه 7 خرداد‌ماه سال 1394 در ساعت 09:08 ق.ظ

سلام

دیشب مهمانان گفتگوی ویژه خبری آقایان نوبخت و باهنر بودند با تمام احترامی که به این مسئولین می گذاریم فقط در مسئله جهاد اقتصادی و اقتصاد مقاومتی به همدیگر نان قرض می دادند از آن طرف مقام معظّم رهبری خواهان کار جهادیندو از این طرف...اگه فرصت کردید این برنامه را نگاه کنید و بعد با مطالبات مقام معظّم رهبری مقایسه کنید...

اما بعد...

چند روزیست وقتی از میدان امامی که تندیسش به این روز درآمده می گذرم با صحنه ای مواجه می شوم که واقعا دردآور است تجمع مردم به صورت خطرناکی در گوشه ای از میدان و همزمان صدای دادو بیداد و بوق وسایل نقلیه که خودرویی  

 باری،نیسانی یا وانت پیکانی دارد گوجه می فروشد به قیمتی استثنایی...

و دیروز کمی آن طرف تر مردی میان سال و آفتاب خورده را دیدم معلوم بود از کم رویی اش برای تبلیغ و دادو بیداد که کشاورز است یک اسکناس5000تومانی دستش گرفته بود و به طرز مظلومی به رهگذاران با خنده ی تلخی نگاه می کرد خداییش تا ته دلم سوخت

آخه مسئول از خدا بی خبر هی شعار میدی حمایت از تولید واسه این کشاورز چه کردی؟

دونی هنون چقد زحمت کشن خو دگه ا توس در ووردی مردم خو اگه نتری رو کنار یه باعرضه آیه والله به خدا آدم خوب سی ایسون انقلاب به دردمون نم خوره به چه زبونی گوویم امون فقط فقط فقط مسئول انقلابی مخیم مسئولی که گوو این مشکل هی و او مشکل هی به درد ایسون انقلاب نم خوره انقلابی وا بووه یعنی آدم خوبی که گو این مشکلات هی ولی می شد می شد می شد به خدا می شد.

نکته دوم حزب اللهیون خوولی یعنی چه نشسیه سیل کنی مگر رهبر نفرموده مصرف کالای داخلی تو غلط کوردیه موز خوری تو غلط کوردیه ماشین خارجی سوار بووی انقلابی هیسی یا نه؟

آدم خوب بگووه ای افراطی گریا چین؟ وا منطقی بوویم

خو والله بوومونو درووردی پی این منطقی بیدن.

یان که ساعت کار مفید کشورمون مثلا یه ساعت بووه منطقیه؟

یان که موز نخوری دگه نیاز به دستورالعمل و بخشنامه و...داره؟

یان که

ضمنا این مطلبو حتما حتما بخونید و اگه تونستید نظر بدید...

انقلاب فرهنگی منهای فرهنگ انقلابی!
تأملی در تنگه احد مدیریت فرهنگی جمهوری اسلامی وحید جلیلی

سوال

از کمترین چیزهایی که در مورد فرهنگ انقلاب اسلامی میتوان ادعا کرد این است که یک "فرهنگ انقلابی" است. شاخص های فرهنگ انقلابی چیست؟ و مدیریت بخش های مختلف فرهنگی کشور چقدر تجلیگاه این شاخص ها هستند؟ و اگر نیستند، چرا و چگونه مدیریت فرهنگ انقلاب را به دست گرفته اند؟  
***
آیا اراده و منافع عناصر  یا جریان هایی اقتضا می کند که فرهنگ انقلاب از فرهنگ انقلابی فاصله بگیرد و این ترکیبِ وصفی به یک ترکیب "اضافی"! تبدیل شود؟  
***
همه دوستانی که در یکی دو دهه گذشته از توفیق اجباری هم صحبتی با مدیران یقه سفید عرصه فرهنگ در جمهوری اسلامی برخوردار بوده اند با کلماتی نظیر کار علمی، کار کارشناسی، برنامه ریزی استراتژیک، چشم انداز، پرهیز از شعارزدگی و ... آشنایند و البته نتایج درخشان این ادبیات و گفتمان رایج در بسیاری مدیریت های ریز و درشت فرهنگی را نیز بالعیان به نظاره نشسته اند. روزی در محضر یکی از همین مدیران معظّم که فصل مشبعی در لزوم طرد افراطی ها، کار کارشناسی و علمی و ترویج مباحث تئوریک داد سخن داده بود عرضه داشتم برای آنکه بدانید ما نیز اهل تاملات دقیق فلسفی و نازک اندیشی های ظریف نظری هستیم پرسشی پیش می نهم تا به عنوان یک چالش تئوریک بنیانی مورد توجه قرار گیرد:"آیا مدیران پرشیاسوار جردن نشین مایل یا قادر به تحقق اهداف انقلاب مستضعفان و آرمان های اسلام پابرهنگان هستند؟"  
***
آیا چنین پرسشی یک شعار افراطی است یا یک سوال تئوریک؟
***
تناقض در اینجاست که این دوستان با همین شعارهای افراطی و غیرعلمی و غیرکارشناسی و صدها هزار خونی که به پایش ریخته شده است روی کار آمده و مناصب خدمت را به چنگ و دندان گرفته اند و حالا یادشان افتاده که چقدر عباراتی مثل "اسلام پابرهنگان" و "گرسنگان مغضوب قدرت و پول" افراطی، شعاری، غیرعلمی، غیرکارشناسی، سطحی و...  است. این مدیران سوار بر اتومبیلهای آخرین مدل در خیابانهای جمهوری اسلامی و در حالیکه گرسنگان پاپتی انگشت به دهان، برهنگی شان را از بدیهی ترین ارزشهای مدیریتی انقلاب اسلامی و اسلام انقلابی نظاره می کنند از این جلسه به آن جلسه میروند و از لزوم کار عمقی، مقابله با افراطی گری، برنامه ریزی استراتژیک و... داد سخن می دهند. باید سالها و سالها با این جماعت دمخور بوده باشید تا پس از بارها و بارها دور خوردن، شگردهایشان را در مهار فرهنگ انقلابیِ انقلاب اسلامی و تبدیل انرژی متراکم در پیام آرمانی انقلاب به سوخت اسبهای بی بخار عالم سیاست و قدرت دریابید.  
***
وقتی که پای صحبت این حضرات می نشینی با آنچنان ظرافت زمختی محتوای انقلاب را از پوستش جدا میکنند و آن چنان تفسیر روزآمد، مدرن، خوش قیافه و دل چسبی از انقلابی بودن ارائه میکنند که دست آخر انقلابی بودن بر هر چیزی دلالت میکند جز انقلابی بودن!  
***
از نگاه اینان نه جنگ فقر و غنایی وجود دارد نه امام خمینیِ منادی اسلام پابرهنگان است، نه انقلاب اسلامیِ حاصلِ فداکاری مستضعفان و نه نظام جمهوری اسلامی عهده دار رفع اختلاف طبقاتی و مبارزه با سرمایه داری و تکاثر. و تا دلتان بخواهد برای آنکه ادبیات خشن، غیرعلمی، شعاری و افراطی امام خمینی که به بهترین وجه در پیام ایشان به هنرمندان(31/6/67) جلوه کرده است تلطیف و تعدیل شود " کلمه ها و ترکیب های" تازه ابداع کرده اند: انقلاب اسلامی پاسخی است به مدرنیته و جمهوری اسلامی، نظامی است برآمده از آزادی خواهی یا معنویت جویی و امام خمینی(ره) یکی از نخبگان و فرهیختگان تفکر شیعی است که مهمترین شاخصهاش مبارزه با استبداد یا غربزدگی بوده است. او هم کسی است در ردیف بزرگوارانی همچون مرحوم علامه طباطبایی یا میرزای نائینی یا نراقی یا... .  
***
در نگاه اینان حرف های پنجاه و هفتی نشانه ارتجاع، کهنگی، به روزنبودن، شعارزدگی، افراطی گری، بی تجربگی و... است و در همان حال حرف های پنجاه و ششی نشانه پختگی، اعتدال، معقولیت، کارشناسی و... . مهم ترین خاطره ای که از انقلاب اسلامی دارند جابه جایی قدرت است و سوار شدن بر اسب مراد.  
***
از کمترین چیزهایی که در مورد فرهنگ انقلاب اسلامی میتوان گفت این است که یک فرهنگ انقلابی است. شاخص های فرهنگ انقلابی چیست؟ و مدیریت های بخش های مختلف فرهنگی کشور چقدر تجلیگاه این شاخص ها هستند؟  
***
در نگاه اینان، انقلاب را باید با قیافه حق به جانب و با انواع شگردهای مدیریتی و فلسفی و... طوری تفسیر کرد که کوچک ترین روزنه ای برای تفسیر انقلابی انقلاب و اسلام باقی نماند. در نگاه بسیاری این حضرات، مدیریت فرهنگی یعنی "پهلبد به اضافه ته ریش".
***
استراتژی دقیق این مدیران در مواجهه با نیروهای فرهنگی انقلاب (که همان نیروهای انقلابی فرهنگ هستند) استراتژی خوف و رجا یا کج دار و مریز است. برطبق این راهبرد، نیروهای انقلاب را باید بین شب و روز نگاه داشت. نه آن قدر قدرت بیابند و امیدوار شوند که بتوانند مستقلاً و بدون اتکا یا اجازه از باندهای سیاسی و اصحاب قدرت تاثیری معتنابه بر توده ها بگذارند و نه آن قدر ناامید و خسته شوند که افسار پاره کنند و بر زمره زور و تزویر بشورند.  
***
قیف مدیریت فرهنگی در جمهوری اسلامی که گردان ها را به گروهان و گروهان ها را به دسته و دسته ها را به نفر تبدیل میکند(دیالوگ دردمندانه حاج کاظم را یادتان هست؟) در طی سالیان به فرمول های پیچیده و گاه ساده ای دست یافته است که با آن آهن را هم خرد میکند؛ همان آهنی که " فیه باس شدید و منافع للناس" است و ادامه "لیقوم الناس بالقسط" . این مدیریت در جست و جوی نوعی انقلاب فرهنگی منهای فرهنگ انقلابی است و این تناقضی است که بسیاری از دستگاه های فرهنگی جمهوری اسلامی را به خود دچار کرده و هر روز فرصتها و منابع بیشتری را ضایع میکند.  
***
فرهنگ انقلابی هم هدف و هم مسیر انقلاب فرهنگی است و با انکار و طرد و لعن آن به زبان های مختلف اتفاقی بیش از آنچه تاکنون روی داده رخ نخواهد نمود. فرهنگ انقلابی بر خلاف تصویرهای دروغین و تفسیرهای سترون گری که از آن ارائه میشود تا منافع اهالی قدرت را تضمین و تامین کند بسیار لطیف تر، مهربانانه تر، معقول تر، معتدل تر، معنوی تر، آسمانی تر و زمینی تر از همه ورژن های فرهنگ قلابی ماهی گیرانی است که بر ساحل سیاست خزف قدرت صید میکنند. فرهنگ انقلابی با تبسم و لبخند و آرامش نه تنها به نظاره فقر و فساد و تبعیض نمی نشیند بلکه پرده از چهره کریه و خشن و جنایت بار چنین لبخندهایی کنار می زند. فرهنگ انقلابی، آرامش در حضور ظلم و قرار در برابر " کظه ظالم و سغب مظلوم" را نه نشانه فرهیختگی و اعتدال و عقل و علم و کارشناسی و ... که قرینه ای بر فساد و فسق می داند چرا که در قاموس فرهنگ انقلابی " اخذالله علی العلماء ان لا یقاروا" و آگاهان و فرهیختگان بیقرارانند و هر چه فرهیخته تر بیقرارتر. در کدامیک از دستگاههای فکری و فرهنگی کشور، استراتژی"بیقراری در برابر کظه ظالم و سغب مظلوم" در دستور کار است؟  
***
میگویند فرهنگ انقلابی فرهنگ سفارشی است و از سفارش و دستور و بخشنامه فرهنگ در نمی آید و نگاه ابزاری به فرهنگ جواب نمی دهد. آیا پمپاژ محصولات هالیوود و بالیوود و کن و سولقان و ... به جامعه ایرانی نیز از همین نگاه و رویکرد سرچشمه گرفته است؟ چگونه است که فرهنگ به هر ایدئولوژی و مرام و مدیر و مالک و باند و شرکت و گروه و غیره ای می تواند سرویس بدهد و چون نوبت به مبنای انقلاب و نظام اسلامی یعنی اسلام انقلابی می رسد آسمان می تپد و ده ها نظریه دقیق آکادمیک در نقد فرهنگ سفارشی به میدان می آید؟ از سامسونگ و ال جی تا کمیته امداد، تا کاخ سفید، تا وزارت نیرو، تا سازمان صنایع دستی، تا فمینیست ها، تا انجمن حجتیه، تا لیبرالها، تا روابط عمومی مرکز فرش ایران، تا ستاد مبارزه با مواد مخدر، تا نیروی انتظامی، تا یونیسف و فائو، تا ستاد اقامه نماز و .... همه و همه می توانند از کارگردانهای درجه یک سینما، تا داستان نویس های تازه کار شهرستانی، تا محققان و پژوهشگران مبرز حوزه و دانشگاه، تا گرافیست های آتلیه های پایتخت، تا خانم جلسه ای های همایش های زنانه، تا روزنامه نگارهای مدرن و سنتی و غیره و غیره را به خدمت بگیرند و سفارش بدهند و حاصل کار هم به قول خودشان، آثار ماندگار، درخشان، تحسین برانگیز، مؤثر، فرهنگ ساز و... از کار دربیاید، اما سخن از پیام امام(ره) به هنرمندان که به میان می آید چهره ها درهم میرود و ابروها به منتهاالیه پیشانی نزدیک میشود و درددل های مدیریت فرهنگی آغاز میشود که " ای آقا! نیستید ببینید ما از دست یک مشت آدم سطحی نگر ِ ظاهربین با این نگاه های ابزاریشان به فرهنگ و هنر و... چه می کشیم. نمی شناسند آقا! نمی دانند! فکر می کنند کار فرهنگی به همین آسانی است. پیچیدگی های مقوله فرهنگ را درک نمی کنند. لوازمش را نمی دانند. حالا حضرت امام یک چیزی فرموده اند. باید دید مقدمه اش چیست. مؤخره اش چیست. اصلاً مگر آرمانهای امام در همه حوزه ها محقق شده که شما انتظار دارید توی این حوزه هم شده باشد؟ البته قبول دارم. باید کار کرد. کار جدی. قوی. وسیع. در مورد همین پیام امام ده تا سمینار هم گذاشته بشود کم است. اینقدر این پیام جای کار دارد! باید تعاریف دربیاید. معانی مشخص بشود. به روز بشود. نظرات مختلف مطرح بشود. جمع بندی بشود. در کمیسیون های تخصصی راهبردی بشود. کاربردی بشود. آقا مقوله فرهنگ، پیچیده است. ظریف است. لطیف است. ببخشید یک لحظه. خانم منشی شماره سامسونگ را بگیرید ببینید چک سوم را کی میدهند؟ فیلم شان نمیرسد ها! بله عرض می کردم. مقوله فرهنگ پیچیده است، ظریف است، نباید مثل کمونیستها دنبال یک فرهنگ سفارشی مصنوعی ابزاری باشیم."  
***
از کمترین چیزهایی که درمورد فرهنگ انقلاب اسلامی میتوان گفت این است که یک فرهنگ انقلابی است. شاخصهای فرهنگ انقلابی چیست؟ و مدیریتهای بخشهای مختلف فرهنگی کشور چقدر تجلیگاه این شاخصها هستند؟ و اگر نیستند چرا و چگونه مدیریت فرهنگ انقلاب را به دست گرفته اند؟

ضمنا می تونید برای مطالعه بیشتر مطالبی چون:

مباحث انقلابی بودن حجت الاسلام علیرض پناهیان

کار جهادی نه کار معمولی مقام معظّم رهبری

سیاست های اقتصاد مقاومتی و همچنین جلسه تبیین سیاست های اقتصاد مقاومتی، دیدار با مردم آذربایجان و همچنین حرم رضوی سال1393و سایر سخنرانی های مرتبط و اظهار گله های مکرر ایشان از کار جدی نشدن در این زمینه

کتاب ارزشمند راهبردهای اقتصادی کاری از شورای عالی انقلاب فرهنگی که از سخنان مقام معظّم رهبری درآورده اند و کتاب بسیار وزینی است.

سخنرانی چرا رهبری مشکلات جامعه را حل نمی کند؟ در سیستم عمل اولیای خدا و نقش خواص و جامعه در آن

جزوه عدالت و تحجر از آقای وحید جلیلی

سخنرانی استاد حسن رحیم پور ازغدی پیرامون مسئول بودن در نظام اسلامی

مطلب متدولوژی امام از پرویز امینی

سخنان حجت الاسلام قاسمیان در برنامه راز پیرامون جهاد سازندگی

بخونید همه رو اگه نخواستین بخونید فقط سخنان مقام معظّم رهبری بخونید و بس تا ببنید که لاف عشق زدن کافی نیست اینو هم بگم که:

الامام باقر-علیه السلام-: اوحی الله الی شعیب: « انی معذّب من قومک مائة الف، اربعین الفا من شرارهم و ستّین الفا من خیارهم!» فقال: یا ربّ هولاء الاشرار، فما بال الاخیار؟

فاوحی الله عزّ و جلّ الیه:«داهنوا اهل المعاصی فلم یغضبوا لغضبی»(مشکوة/ص51)

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیکی :
وب / وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد